المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

60

التنبيه والإشراف ( فارسي )

صداها را تشخيص دهد و دريانوردان سيراف و عمان و ديگران كه به اين نواحى رفته‌اند پندارند كه دجال در اين جزيره است و قصهء اين جزيره معروف است . و آتشفشانهاى ديگر نيز هست كه گفته‌ايم . و هم از رودهاى بزرگ و معروف كه به اين دريا ميريزد رود ارتيش سياه ورود ارتيش سپيد است كه دو رود بزرگ است و هر يك به تنهايى از دجله و فرات بيشتر است و ما بين دو مصب آن قريب ده روز راه است و ييلاق و قشلاقگاه تركان كيماك و غز بر سواحل آنست . و هم رود كر كه از ولايات تفليس و شهر صغدبيل از ولايت جرزان ميگذرد و سپس از ولايت بردعه عبور مىكند و با رود رس كه همان رود ورثان است يكى مىشود و همه به دريا مىريزد و رود سپيد رود از ناحيهء سيسر ميآيد و شاه رود كه هر دو از آذربايجان و ديلم مىگذرد . و رود خزر كه از شهر اتل مىگذرد و اين شهر هم اكنون پايتخت كشور خزر است و پيش از اين پايتختشان شهر بلنجر بوده است و رود برطاس بدان ميريزد . برطاس از قبايل بزرگ ترك است كه ميان خوارزم و كشور خزر است اما به قلمرو خزر منسوب است . در رود خزر كشتىهاى بزرگ با مال التجاره و اقسام كالاى خوارزم و غيره مىرود و هم از ديار برطاس پوست روباه سياه آرند كه مرغوب‌ترين و گرانترين پوستهاست ، از آن جمله سرخ و سفيد است كه آن را از فنك و خلنجى فرق نگذارند و بدتر از همه يك قسم معروف به اعرابى است . و در همهء جهان روباه سياه جز در اين ناحيه و اطراف آن نباشد و ملوك اقوام عجم بپوشيدن اين پوست سرفرازى كنند و از آن كلاه و پوستين سازند . و پوست سياه سخت گرانبهاست ، گاه باشد كه پوست سياه را بناحيهء باب و ابواب و بردعه و ولايتهاى خراسان يا به طرف شمال و ديار سقلاب كه بشمال پيوسته است و از آنجا بديار فرنگ و اندلس برند و اين پوست سياه و سرخ بديار مغرب رسد و پندارند